شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

148

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

گفت : بد را به بدى كفايت « 187 » مىشود . [ 43 - ب ] . 11 ، 282 - ديد جنازهء زنى را كه مردمان در اطراف آن « 188 » گريه‌كنان مىرفتند ، گفت : من نمىخواهم شر را از براى شر « 189 » . 11 ، 283 - و گفت : كسى كه ارادهء رستگارى كند از كيدها و حيله‌هاى شيطان ، بايد كه ميل و طمع زنان نكند ، به درستى كه زنان نردبانىاند بر پا كرده كه شيطان را حيله نيست به غير ازين كه به آن نردبان بالا رود . 11 ، 284 - و گفت : عاجزى مرد شناخته مىشود از سه خصلت : از بىپروائى او به مصالح نفس خودش ، و مخالفت‌نكردن با شهوت‌ها و ميل‌ها كه دارد ، و سخن زن خود شنيدن در هر چه مىداند و هر چه نمىداند . 11 ، 285 - و گفت روزى شاگردان خود را كه : راه نمايم شما را به رستگارى از همه بديها ؟ گفتند : اى حكيم بزرگوار تو تمام مىسازى بر ما حكمت را . گفت كه : اطاعت زنان نكنيد در هيچ حال نه در جائى كه مىدانيد و نه در جائى كه نمىدانيد . 11 ، 286 - شخصى گفت بعضى از ما را مادر مهربان و خواهر مشفق است . گفت : بد به بد شبيه است در آنچه به شما گفتم كفايت « 190 » است . 11 ، 287 - و گفت : كسى كه ارادهء آن كند كه قوت يابد بر طلب حكمت ، بايد كه خود را باز دارد « 191 » از تبعيت زنان . 11 ، 288 - نظر كرد به زنى كه بوى خوش « 192 » به كار مىبرد ، گفت : آتشى است كه هيزم بسيار بر آن مىريزد ، تا تيزتر شود « 193 » شعله و التهاب آن ، و دو « 194 » چندان گردد ضرر او .

--> ( 187 ) - د : بدى را بد كفايت . ( 188 ) - اساس : « آن » ندارد . ( 189 ) - متن 1 : 54 و ابن فاتك ص 114 : الشر لفقدان الشر يتوجع . ( 190 ) - اساس : شبيه در آنچه گفتم كفايت . ( 191 ) - د : باز آرد . ( 192 ) - د : + به خود . ( 193 ) - د : تا بيشتر شود . ( 194 ) - د : التهاب او دو .